ترجمه "police" به فارسی

پلیس, اداره شهربانی, ایستگاه کلانتری بهترین ترجمه های "police" به فارسی هستند.

police noun verb feminine دستور زبان

contrat d'assurace [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلیس

    noun

    assurer la sécurité des personnes, des biens et maintenir l'ordre public [..]

    La police a arrêté le cambrioleur la main dans le sac.

    پلیس دزد رو در حین ارتکاب جرم گرفت.

  • اداره شهربانی

    noun feminine
  • ایستگاه کلانتری

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • بیمه
    • بیمه نامه
    • خط مشی
    • دادگاه پلیس
    • دژبان
    • سیاستمداری
    • فواره
    • قلم
    • مرکز پلیس
    • مصلحت اندیشی
    • نیروی انتظامی
    • نیروی پلیس
    • پليس
    • کلانتری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " police " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "police"

عباراتی شبیه به "police" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "police" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه