ترجمه "porter" به فارسی
بردن, پوشیدن, ادب نگاه داشتن بهترین ترجمه های "porter" به فارسی هستند.
porter
verb
noun
masculine
دستور زبان
Déplacer tout en soulevant du sol, en supportant son poids [..]
-
بردن
verbCes requins... ils défoncent pas des portes pour le plaisir?
و اين کوسه ها فقط بخاطر لذت بردن اينکارو نميکنن
-
پوشیدن
verbC'est plutôt une déclaration culturelle que nous choisissons de porter.
بلکه، این یه جلوۀ فرهنگی متفاوتی است که ما برای پوشیدن انتخاب کردیم.
-
ادب نگاه داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- انباشته کردن
- انجام وظیفه کردن
- ایستادگی کردن
- برائت کردن
- برتن کردن
- جلو آمدن
- حامل بودن
- در شکم داشتن
- دربرداشتن
- درگاه
- رساندن
- سازش کردن
- مربوط بودن به
- منتظر شدن
- منزل کردن
- نگران بودن
- وفا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " porter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "porter"
عباراتی شبیه به "porter" با ترجمه به فارسی
-
در دسترس
-
طره
-
موشکهای بالستیک کوتاه برد
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
طره
-
کول پورتر
-
سایه · سایه افتاده
-
پايههاي پيوندي · پایههای پیوند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن