ترجمه "porteur" به فارسی

باربر, حامل, دارنده بهترین ترجمه های "porteur" به فارسی هستند.

porteur adjective noun masculine دستور زبان

porteur (de bagages, du terme américain redcap)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • باربر

    باربر - حمال - کسی که بار جابجا می کند

    Les murs porteurs faits de terre enracinent l'école dans le sol, et les constructions de bambou font entrer la lumière.

    دیوارهای خشتی باربر که پایه مدرسه هستند و سازه های بزرگ بامبویی که نور را به داخل میرساند.

  • حامل

    noun masculine

    Je suis désolée d'être porteur de mauvaises nouvelles, mais quelqu'un doit l'être.

    من متاسفم که حامل این پیام ناگوار هستم، اما یکی باید این را به زبان بیاره.

  • دارنده

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • شاه تیر
    • قائم مقام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " porteur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "porteur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "porteur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه