ترجمه "pose" به فارسی
پز, گذاشتن بهترین ترجمه های "pose" به فارسی هستند.
pose
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
pose (rails)
-
پز
noun feminine -
گذاشتن
noun feminineJe n'ai pas les compétences pour en poser un permanent.
و من مهارت گذاشتن يه دائميش رو ندارم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pose " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pose" با ترجمه به فارسی
-
جا گرفتن · حیرت زده شدن · درشگفت شدن · شگفت داشتن · مقام یافتن · مكان · نشلیدن · نهادن · هدف گیری کردن · هشتن · پرسیدن · گذاردن · گذاشتن
-
جا گرفتن · حیرت زده شدن · درشگفت شدن · شگفت داشتن · مقام یافتن · مكان · نشلیدن · نهادن · هدف گیری کردن · هشتن · پرسیدن · گذاردن · گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن