ترجمه "poser" به فارسی
پرسیدن, گذاشتن, جا گرفتن بهترین ترجمه های "poser" به فارسی هستند.
poser
verb
دستور زبان
mettre sur [..]
-
پرسیدن
verbNous avons posé les questions, une par une.
پس شروع کردیم به پرسیدن یک به یک سوالها.
-
گذاشتن
verbJe n'ai pas les compétences pour en poser un permanent.
و من مهارت گذاشتن يه دائميش رو ندارم
-
جا گرفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حیرت زده شدن
- درشگفت شدن
- شگفت داشتن
- مقام یافتن
- مكان
- نشلیدن
- نهادن
- هدف گیری کردن
- هشتن
- گذاردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن