ترجمه "pousse" به فارسی
جوانه, نوساقهها, تاركهاي نوساقه بهترین ترجمه های "pousse" به فارسی هستند.
pousse
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
جوانه
noun feminineavec des fruits, des légumes et des herbes qui poussent partout.
با میوهجات، صیفیجات و سبزیجات که همه جا جوانه زدند.
-
نوساقهها
-
تاركهاي نوساقه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- سبز شدن
- شاخه
- نخستههای برگ
- نهال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pousse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pousse"
عباراتی شبیه به "pousse" با ترجمه به فارسی
-
feshar dådan · آگهی دادن · انتشار دادن · انگیختن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · جرقه زدن · جلو بردن · جنگیدن · جهاد کردن · رستن · روییدن · فشار با نوک انگشت · فشار دادن · مجبور ساختن · هل دادن · وادار کردن · واداشتن
-
جوانهزنی · رانش · شكفتن جوانه · فرو كردن
-
جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
-
نوساقههای خیزران
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
رانش
-
feshar dådan · آگهی دادن · انتشار دادن · انگیختن · برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · جرقه زدن · جلو بردن · جنگیدن · جهاد کردن · رستن · روییدن · فشار با نوک انگشت · فشار دادن · مجبور ساختن · هل دادن · وادار کردن · واداشتن
-
جوانهزنی · رانش · شكفتن جوانه · فرو كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن