ترجمه "pousser" به فارسی
برانگیختن, هل دادن, feshar dådan بهترین ترجمه های "pousser" به فارسی هستند.
pousser
verb
دستور زبان
aller (en voiture, à cheval) [..]
-
برانگیختن
verb -
هل دادن
VerbDéfense de pousser, de mordre et de cracher du feu!
نه هل دادن ، نه زدن و نه آتش بازي
-
feshar dådan
verb
-
ترجمه های کمتر
- انگیختن
- واداشتن
- جلو بردن
- آگهی دادن
- انتشار دادن
- به جلو راندن
- تحریک کردن
- جرقه زدن
- جنگیدن
- جهاد کردن
- رستن
- روییدن
- فشار با نوک انگشت
- فشار دادن
- مجبور ساختن
- وادار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pousser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pousser"
عباراتی شبیه به "pousser" با ترجمه به فارسی
-
جوانهزنی · رانش · شكفتن جوانه · فرو كردن
-
جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
-
نوساقههای خیزران
-
تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
-
رانش
-
تاركهاي نوساقه · جوانه · سبز شدن · شاخه · نخستههای برگ · نهال · نوساقهها
-
تاركهاي نوساقه · جوانه · سبز شدن · شاخه · نخستههای برگ · نهال · نوساقهها
-
تاركهاي نوساقه · جوانه · سبز شدن · شاخه · نخستههای برگ · نهال · نوساقهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن