ترجمه "presser" به فارسی

feshordan, افشردن, تشویق کردن بهترین ترجمه های "presser" به فارسی هستند.

presser verb دستور زبان

Exercer une pression sur une ou plusieurs faces de quelque chose. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • feshordan

    verb
  • افشردن

    verb
  • تشویق کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تند شدن
    • تند کردن
    • تندتر شدن
    • تنگ کردن
    • سوی دیگربردن
    • عجله کردن
    • فشردن
    • لمیدن
    • له کردن
    • ناگزیر کردن
    • نصحیت کردن
    • پروردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presser " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "presser" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "presser" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه