ترجمه "pression" به فارسی
فشار, اصرار, با پشتکار بهترین ترجمه های "pression" به فارسی هستند.
pression
noun
feminine
دستور زبان
Type de tension exercée uniformément dans toutes les direction ; sa mesure est la force exercée par unité d'aire. [..]
-
فشار
nounpropriété physique
Peux-tu vérifier la pression des pneus ?
میتوانی فشار تایر را چک کنی؟
-
اصرار
noun feminine -
با پشتکار
noun
-
ترجمه های کمتر
- جور
- ستم
- فشار هيدرواستاتيك
- فشارآور
- ماجراجو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pression " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pression"
عباراتی شبیه به "pression" با ترجمه به فارسی
-
افشانش · افشانش الكتروستاتيكي · پاشيدگي · پخشاندن
-
فشار تابشی
-
مخزن تحت فشار
-
اچ.پی.ال.سی · کروماتوگرافى مايع با عملكرد بالا · کروماتوگرافى مايع با فشار بالا
-
استخراج با فشار
-
آنتیسیکلونها · فشار جوی · فشار هوا
-
فشار نسبی
-
فشار داخل جمجمهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن