ترجمه "primitive" به فارسی
زود, پاد مشتق بهترین ترجمه های "primitive" به فارسی هستند.
primitive
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
زود
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primitive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Primitive
-
پاد مشتق
عباراتی شبیه به "primitive" با ترجمه به فارسی
-
پایه رمزنگاری
-
انسان خردمند باستانی
-
سیروز صفراوی
-
ابتدائی · ابتدایی · اصل نخستین · اولیه · باستانی · بسیار قدیمی · خاستگاهی · زود · پیشین · کهنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن