ترجمه "quitter" به فارسی
خارج شدن, رفتن, انکار کردن بهترین ترجمه های "quitter" به فارسی هستند.
quitter
verb
دستور زبان
Mettre fin à une relation. [..]
-
خارج شدن
Jin lui a donné ça avant qu'il ne quitte l'île.
جين اينو ، قبل از خارج شدن بهش داد.
-
رفتن
Verb verbJe veux en particulier ceux qui ont quitté fuckers en entendre parler!
مخصوصاً ميخام اون کونده ها که در رفتن دربارش بشنون.
-
انکار کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ترک کردن
- ول کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quitter" با ترجمه به فارسی
-
رونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن