ترجمه "rang" به فارسی
اختلاف, جلو, دعوا بهترین ترجمه های "rang" به فارسی هستند.
rang
noun
masculine
دستور زبان
classe (sociale) [..]
-
اختلاف
noun -
جلو
nounVoici une photo de moi dans l'annuaire, assis au premier rang.
این عکسی از من در کتاب سال است که در ردیف جلو نشستهام.
-
دعوا
noun
-
ترجمه های کمتر
- دعوی
- رتبه (جبر خطی)
- ردیف
- صف جلو
- طلایه
- عضویت
- موفقيت
- پرخاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rang"
عباراتی شبیه به "rang" با ترجمه به فارسی
-
رتبهبندي اجتماعي · ساخت اجتماعي · ساختار اجتماعی · قانون اجتماعي · نظامهای اجتماعی
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
كودپاشي بينرديفي · كودپاشي رديفي · كودپاشي نوار جانبي · نواربندی بذر · کودپاشی نواری
-
فشرده
-
دانشسرا
-
طبقه آرایهشناختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن