ترجمه "rechercher" به فارسی

جستجو کردن, جستجو, بیمار بودن بهترین ترجمه های "rechercher" به فارسی هستند.

rechercher verb دستور زبان

Essayer de trouver quelque chose ou quelqu'un dans une région donnée. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو کردن

    verb

    Tu m'as choisi d'après mes entrées sur le moteur de recherche.

    تو منو بر اساس اطلاعاتي که وارد موتور جستجو کردم ، انتخاب کردي

  • جستجو

    noun

    L'idée derrière cela est que faire la recherche la plus précise possible implique de l'intelligence.

    و ایدهی پشت اون انجام کار کامل با جستجو کردنه. واقعا باید باهوش باشین.

  • بیمار بودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تاکید کردن
    • درجستجو بودن
    • قرار دادن
    • نگران بودن
    • پژوهش کردن
    • کوشش کردن
    • یافتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rechercher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rechercher
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جستجو

    noun

    Rechercher « des trésors cachés » te réclamera du temps et des efforts.

    به یاد داشته باشید که جستجو برای ‹گنجی پنهان› طبعاً وقت و زحمت بسیار میطلبد.

  • جستجو کردن

    verb

    Tu m'as choisi d'après mes entrées sur le moteur de recherche.

    تو منو بر اساس اطلاعاتي که وارد موتور جستجو کردم ، انتخاب کردي

عباراتی شبیه به "rechercher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rechercher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه