ترجمه "relief" به فارسی

نقشبرجسته, برجسته, برجستگي بهترین ترجمه های "relief" به فارسی هستند.

relief noun masculine دستور زبان

Élévation d'une géographie [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقشبرجسته

    technique de sculpture, dans laquelle une figure se détache de la surface de son support

  • برجسته

    noun masculine

    Ce procédé met en valeur les éléments poétiques, ce qui produit une mise en relief et facilite la mémorisation.

    این شیوهٔ صفحهپردازی صنایع ادبی را برجسته ساخته بر مفهوم متن تأکید میکند و همچنین به خاطر سپردن آن را آسانتر میسازد.

  • برجستگي

  • ترجمه های کمتر

    • تسکین
    • منزل
    • ناهمواری
    • وزارت
    • یاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " relief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "relief" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "relief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه