ترجمه "rencontre" به فارسی
برخورد, جفت, جلسه بهترین ترجمه های "rencontre" به فارسی هستند.
rencontre
noun
verb
feminine
دستور زبان
Hasard, occasion qui fait trouver fortuitement une personne, une chose. ''(Sens général).'' [..]
-
برخورد
nounExaminons ce qui s’est passé lorsqu’il a rencontré Nathanaël, qui est devenu apôtre par la suite.
به برخورد او با نَتَنائیل که بعدها یکی از رسولان وی شد توجه کن.
-
جفت
nounun mâle rencontre une femelle, beaucoup de descendants.
پشه نر با ماده جفت گیری میکنه، و نتیجهاش تعداد کثیری از تخم میشه.
-
جلسه
nounconjonction où deux personnes ou plus se réunissent
Durant ces rencontres, un thème spécifique revient constamment.
در طول این جلسات، یک موضوع خاص ادامه یافت.
-
ترجمه های کمتر
- دیدار
- قرار
- محاوره
- مکالمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rencontre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rencontre"
عباراتی شبیه به "rencontre" با ترجمه به فارسی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
خدمات دوستیابی برخط
-
با جو بلک آشنا شوید
-
انجمن کردن · دیدار کردن · سوار کردن · ملاقات کردن
-
رویداد ورزشی
-
پاتوق
-
دور دور کردن
-
انجمن کردن · دیدار کردن · سوار کردن · ملاقات کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن