ترجمه "rencontrer" به فارسی
دیدار کردن, انجمن کردن, سوار کردن بهترین ترجمه های "rencontrer" به فارسی هستند.
rencontrer
verb
دستور زبان
Se retrouver face à face par accident. [..]
-
دیدار کردن
J'ai récemment rencontré un groupe d'activistes éthiopiens et ils m'ont dit une chose que j'entends souvent.
اخیراً با گروهی از فعالان اتیوپی دیدار کردم، و اونها به من چیزی گفتن که زیاد شنیدم.
-
انجمن کردن
verb -
سوار کردن
verb -
ملاقات کردن
VerbHier soir, par hasard, j'ai rencontré mon professeur au restaurant.
دیروز عصر بهطور اتفاقی معلمام را در رستوران ملاقات کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rencontrer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rencontrer" با ترجمه به فارسی
-
از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
-
خدمات دوستیابی برخط
-
با جو بلک آشنا شوید
-
رویداد ورزشی
-
پاتوق
-
دور دور کردن
-
برخورد · جفت · جلسه · دیدار · قرار · محاوره · مکالمه
-
برخورد · جفت · جلسه · دیدار · قرار · محاوره · مکالمه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن