ترجمه "ressort" به فارسی

فنر, ارسال وجه, تراکم پذیری بهترین ترجمه های "ressort" به فارسی هستند.

ressort noun verb masculine دستور زبان

(du) ressort (de)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنر

    noun

    pièce mécanique

    Alors, le mécanisme se décoince et le ressort retire la pointe.

    پس قفل مکانیزم باز میشه و فنر نوک رو عقب میکشه.

  • ارسال وجه

    noun
  • تراکم پذیری

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تعمیر
    • مراجعه مکرر
    • مرمت
    • پاتوق
    • کمک فنر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ressort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ressort"

عباراتی شبیه به "ressort" با ترجمه به فارسی

  • انگیزه اصلی · دلیل اصلی · سبب عمده · شاه فنر
  • انگیزه اصلی · دلیل اصلی · سبب عمده · شاه فنر
اضافه کردن

ترجمه های "ressort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه