ترجمه "ressource" به فارسی
توسل, خیابان, دارایی بهترین ترجمه های "ressource" به فارسی هستند.
ressource
noun
feminine
دستور زبان
Composante de l'environnement qui peut être utilisée par un organisme.
-
توسل
noun feminine -
خیابان
noun -
دارایی
Pourquoi dilapider ses ressources dans le jeu, le tabac, l’abus d’alcool, la drogue ou en menant une vie immorale?
چرا دارایی خود را بر سر قمار، میگساری، یک زندگی غیراخلاقی یا استفاده از دخانیات و مواد مخدر به هدر بدهیم؟
-
ترجمه های کمتر
- راه مفر
- مدیریت منابع
- مراجعه
- معیشت
- منابع (ابهامزدایی)
- منبع
- نان وپنیر
- کوچه باغ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ressource " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ressource
-
منابع (ابهامزدایی)
page d'homonymie d'un projet Wikimédia
عباراتی شبیه به "ressource" با ترجمه به فارسی
-
منابع کشاورزی
-
منابع زنده
-
منابع آب
-
منابع جانوری
-
منابع خاک
-
حفاظت آب (منبع)
-
منابع گیاهی
-
منابع آموزش آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن