ترجمه "reste" به فارسی
اثار, اثر, اختلاف بهترین ترجمه های "reste" به فارسی هستند.
reste
noun
verb
masculine
دستور زبان
Ce qui demeure d’un tout, d’une plus grande quantité.
-
اثار
noun masculine -
اثر
noun masculineMais ce serait un crime de détruire le peu qu'il nous reste de notre passé.
اما از بين بردن آثار باقيمانده از گذشته هم جرم محسوب ميشه
-
اختلاف
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- باستانی
- باقی مانده
- باقیمانده
- بقیه
- تفاضل
- رسوبی
- عتیقه
- قسمت باقی مانده
- مانده
- پس مانده
- پس مانده غذا
- پسمانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reste" با ترجمه به فارسی
-
افزون بر این · به علاوه · در غیر این صورت · علاوه بر این
-
پس مانده · پس مانده غذا
-
ابقا کردن · استوار بودن · ایستادن · ایستادگی کردن · بازماندن · برجستگی داشتن · تحمل کردن · تسکین دادن · جلو آمدن · حاضر بودن · خواباندن · در انتظار ماندن · درنگ کردن · فرونشاندن · ماندن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن · پایداشتن
-
افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
-
افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
-
درنگ کردن
-
اصلاح شدن · افسوس خوردن · تاسف خوردن · سوگواری کردن · پشیمان شدن
-
پس مانده · پس مانده غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن