ترجمه "retourner" به فارسی

بازگشتن, برگشتن, برگرداندن بهترین ترجمه های "retourner" به فارسی هستند.

retourner verb دستور زبان

Aller là où l'on était précédemment. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازگشتن

    verb

    Y retourner, c’était reconstruire sa vie dans un milieu hostile et dangereux.

    بازگشتن به اورشلیم به مفهوم شروع یک زندگی جدید آن هم تحت شرایط خطرناک و نامساعد بود.

  • برگشتن

    verb

    Tu penses vraiment qu'ils sont retournés au bar?

    تو واقعاً فکر مي کني اونا برگشتن به بار ؟

  • برگرداندن

    verb

    Si on retourne les rochers on trouve cette araignée-crabe luttant avec ce scarabée.

    با برگرداندن سنگ اين عنكبوت خرچنگي رو مي بينيد كه يه سوسك رو شكار كرده.

  • ترجمه های کمتر

    • بازگرداندن
    • باطل ساختن
    • بیقرار بودن
    • تعطیل کردن
    • تعمد کردن
    • خنثی کردن
    • دادخواهی کردن
    • در پاسخ گفتن
    • رد کردن
    • سود ویژه
    • ضربه متقابل زدن
    • عایدات
    • عمدا انجام دادن
    • فسخ کردن
    • لغو کردن
    • مخلوط کردن
    • ممزوج شدن
    • وصولی
    • کاوش کردن
    • کنکاش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " retourner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "retourner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "retourner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه