ترجمه "saigner" به فارسی
حجامت کردن, خون آمدن, رگ زدن بهترین ترجمه های "saigner" به فارسی هستند.
saigner
verb
دستور زبان
Émettre ou perdre du sang.
-
حجامت کردن
verb -
خون آمدن
verbTu sais maintenant ce que c'est de saigner.
حالا میدونی که خون آمدن ازت چه حسّیه.
-
رگ زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- زالو انداختن
- پزشکی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saigner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saigner" با ترجمه به فارسی
-
زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي · زهكشي طولي · شبکههای زهکشی
-
دار و ندار خود را به پای کسی ریختن
-
شهدکشی · فصد
-
شهدکشی · فصد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن