ترجمه "saillant" به فارسی
بارز, برآمدگي, برجسته بهترین ترجمه های "saillant" به فارسی هستند.
saillant
adjective
verb
masculine
دستور زبان
Que l'on voit ou que l'on remarque immédiatement.
-
بارز
adjective -
برآمدگي
adjective -
برجسته
adjective masculinequi est saillant dans le débat politique contemporain :
این مورد در مباحثه های سیاسی امروزی برجسته هست:
-
ترجمه های کمتر
- تند
- موثر
- نمایان
- والا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saillant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saillant" با ترجمه به فارسی
-
اصرار کردن · جلو آمدن
-
عاج · یشک
-
برامدگي داشتن
-
آمیزش · آمیزش جنسی · اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تلقیح طبیعی · تورم · جفتگيري · ضربت · طرح · قوز · مراوده · معامله · مقاربت · ورم · کوهان
-
آمیزش · آمیزش جنسی · اخراج · امتیاز · برآمدگی · برجستگی · تلقیح طبیعی · تورم · جفتگيري · ضربت · طرح · قوز · مراوده · معامله · مقاربت · ورم · کوهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن