ترجمه "soie" به فارسی
ابریشم, ابريشم, حریر بهترین ترجمه های "soie" به فارسی هستند.
soie
noun
feminine
دستور زبان
Matière filamenteuse, fine et brillante (sens général)
-
ابریشم
nounfibre textile d'origine animale
Un robot filait le modèle en soie, et nous le placions sur notre site.
ما یک ربات برای تنیدن تمپلت از ابریشم داشتیم، و آن را در سایتمان قرار دادیم.
-
ابريشم
noun feminineSauter dans les couloirs dans ses soies brodées.
تو لباساي ابريشم دوزي شدش از پله ها بالا پايين مي پريد.
-
حریر
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- دیبا
- سره
- سیلک
- لاد
- لباس ابریشمی
- نخ ابریشم
- پرند
- پرنیان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " soie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "soie"
عباراتی شبیه به "soie" با ترجمه به فارسی
-
جاده ابریشم
-
شبخسب
-
ابریشم عنکبوت
-
جاده ابریشم · راه ابریشم
-
صنعت ابريشم
-
silk
-
توليد ابريشم · پرورش نوغان · پرورش کرم ابریشم
-
کرم ابریشم · کرم پیله · کرمهای ابریشم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن