ترجمه "soif" به فارسی

تشنگی, عطش, آرزومندی بهترین ترجمه های "soif" به فارسی هستند.

soif noun feminine دستور زبان

Désir, envie, besoin de boire. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنگی

    noun

    Désir, envie, besoin de boire. [..]

    Si le recycleur d'eau se brise, je mourrai de soif.

    ، اگر دستگاه تصفیه آب خراب بشه من از تشنگی می میرم

  • عطش

    noun

    Désir, envie, besoin de boire. [..]

    Parce que la soif de sang était temporairement masquée.

    چون عطش خون موقتا از بين رفته بود

  • آرزومندی

    noun feminine

    Besoin physiologique de boire.

  • ترجمه های کمتر

    • تشنه بودن
    • شهوت داشتن
    • قحطی
    • گرسنه شدن
    • گرسنگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " soif " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "soif" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "soif" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه