ترجمه "sourcil" به فارسی
ابرو, برو, پیشانی بهترین ترجمه های "sourcil" به فارسی هستند.
sourcil
noun
masculine
دستور زبان
Poil qui pousse au niveau de l'os au dessus de l'orbite oculaire.
-
ابرو
noun masculinezone pileuse du visage de l'Homme située au niveau de l'arcade sourcilière [..]
Là, les sourcils relevés déclenchent l'indicateur de surprise.
و بعد، بالا رفتن ابروها، که نشاندهندهی شگفتی است.
-
برو
noun masculineT'es-tu épilé les sourcils juste avant de venir pour qu'ils soient parfaits?
قبل از اينکه بيييد اينجا ابروئهاتون رو کشيديد تا اينطوري کامل باشن ؟
-
پیشانی
noun masculineLe sillon des sourcils, lui, est l'indicateur de confusion.
چینخوردگی پیشانی، نشاندهندهی گیجی است.
-
[[ابرو]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sourcil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sourcil"
عباراتی شبیه به "sourcil" با ترجمه به فارسی
-
مرغابی سیاه آرام
-
اخم کردن
-
ابرو · پیشانی
-
دمبادبزنی ابروسفید
-
اخم
-
ابرو · پیشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن