ترجمه "sourcils" به فارسی

ابرو, پیشانی بهترین ترجمه های "sourcils" به فارسی هستند.

sourcils noun دستور زبان

(beaux) sourcils

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابرو

    noun

    Je ne la ressens pas avec le sourcil.

    این حس رو وقتی دارم به ابرو نگاه میکنم ندارم.

  • پیشانی

    noun

    Le sillon des sourcils, lui, est l'indicateur de confusion.

    چینخوردگی پیشانی، نشاندهندهی گیجی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sourcils " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sourcils" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sourcils" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه