ترجمه "sourire" به فارسی
لبخند, پوزخند, تبسم بهترین ترجمه های "sourire" به فارسی هستند.
sourire
verb
noun
masculine
دستور زبان
Relèvement des commissures de la bouche indiquant la joie ou le contentement. [..]
-
لبخند
nounRelèvement des commissures de la bouche indiquant la joie ou le contentement. [..]
Comme toujours, Keiko nous a montré un beau sourire.
مثل همیشه، کیکو یک لبخند خوشایند به ما نشان داد.
-
پوزخند
nounJe n'aime pas les messieurs qui me sourient.
از مردايي كه بهم پوزخند مي زنن خوشم نمياد
-
تبسم
noun masculineBéatrice, ton sourire s'étire comme un papillon.
بئاتريس ، تبسم تو همانند پروانه اي باز مي شود.
-
ترجمه های کمتر
- لبخند زدن
- تبسم کردن
- خندیدن
- دام
- دندان نمایی
- شکفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sourire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sourire"
عباراتی شبیه به "sourire" با ترجمه به فارسی
-
روباه گوشخفاشی
-
دکمه چپ موش
-
دکمه چپ موشواره
-
خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
-
دکمه موشواره
-
زیرموشی
-
میانبر موشواره
-
پری دندان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن