ترجمه "souvenir" به فارسی

یادگاری, یادبود, رهآورد بهترین ترجمه های "souvenir" به فارسی هستند.

souvenir verb noun masculine دستور زبان

souvenir (objet, cadeau) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • یادگاری

    noun

    Je croyais que tu voulais garder ça en souvenir.

    گفتم داری مثلاً ، یادگاری ایی چیزی برمیداری

  • یادبود

    noun

    Tous les 20 Novembre, nous avons une veillée mondiale pour la Journée du souvenir trans.

    هر ساله ۲۰ نوامبر، ما یک برنامه شب زنده داری جهانی به عنوان یادبود فراجسیتی ها داریم.

  • رهآورد

    objet que les touristes aiment rapporter de leurs voyages soit pour eux-mêmes, soit pour les offrir en cadeau à des parents ou amis

  • ترجمه های کمتر

    • ابقا
    • اثر
    • اشاره کردن
    • بازیابی
    • تجدید خاطره
    • تذکر
    • خاطره
    • ره اورد
    • سریع کردن
    • سوغات
    • سوغاتی
    • شرح حال
    • صف بستن
    • عتیقه
    • نیروی حفظ
    • یاداور شدن
    • یاداوری کردن
    • یادگار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " souvenir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "souvenir" با ترجمه به فارسی

  • به یاد آوردن · مستغرق شدن در · یاد آمدن · یاد اومدن · یاد کردن
  • به یاد آوردن · مستغرق شدن در · یاد آمدن · یاد اومدن · یاد کردن
  • به یاد آوردن · مستغرق شدن در · یاد آمدن · یاد اومدن · یاد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "souvenir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه