ترجمه "souvent" به فارسی

اغلب, بارها بهترین ترجمه های "souvent" به فارسی هستند.

souvent adverb دستور زبان

Beaucoup de fois, avec un intervalle court entre les occurrences.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغلب

    Ma mère fait souvent des tartes aux pommes pour nous.

    مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.

  • بارها

    adverb

    Bob essaie souvent de s'arrêter de fumer.

    باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " souvent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "souvent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "souvent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه