ترجمه "souvent" به فارسی
اغلب, بارها بهترین ترجمه های "souvent" به فارسی هستند.
souvent
adverb
دستور زبان
Beaucoup de fois, avec un intervalle court entre les occurrences.
-
اغلب
Ma mère fait souvent des tartes aux pommes pour nous.
مادرم اغلب برای ما پای سیب می پزد.
-
بارها
adverbBob essaie souvent de s'arrêter de fumer.
باب چندین بار سعی کرد که سیگار را ترک کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " souvent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "souvent" با ترجمه به فارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن