ترجمه "support" به فارسی
تکیهگاه, حمایت, پادیر بهترین ترجمه های "support" به فارسی هستند.
support
noun
masculine
دستور زبان
Objet utilisé pour garder d'autres objets dans une position verticale. [..]
-
تکیهگاه
noun masculine -
حمایت
noun masculineLe riz doré a été développé grâce au support de la fondation Rockefeller.
رشد برنج طلایی توسط بنیاد راکرفلر حمایت شد.
-
پادیر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- پایه
- پشتیبانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " support " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "support"
عباراتی شبیه به "support" با ترجمه به فارسی
-
پشتیبانی بلند مدت
-
سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد
-
تکیهگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن