ترجمه "supporter" به فارسی

ایستادگی کردن, تحمل کردن, جلو آمدن بهترین ترجمه های "supporter" به فارسی هستند.

supporter verb noun masculine دستور زبان

Endurer ou faire face. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستادگی کردن

    verb
  • تحمل کردن

    verb

    Supporter peut être insupportable.

    تحمل کردن می تواند غیرقابل تحمل شود.

  • جلو آمدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حملكردن
    • خرس
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " supporter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "supporter"

اضافه کردن

ترجمه های "supporter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه