ترجمه "tacher" به فارسی
خط اتحاد, عیب, لک بهترین ترجمه های "tacher" به فارسی هستند.
tacher
verb
دستور زبان
-
خط اتحاد
noun -
عیب
noun -
لک
nounParce qu'il y a une tache qui ne s'enlève pas.
چون یه لک پاک نشدنی روش بوده ، نه ؟
-
مالیدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tacher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tacher" با ترجمه به فارسی
-
خال مادر زادی · خال گوشتی
-
تماس · خال · خط اتحاد · داغ · داغ ننگ · دمل · دندانه · دوده · رنگ محو · روغن · روغن اتومبیل · رگه · عیب · لک · لکه · لکه خورشید · لکه کوچک · مالیدن · چرک · گریس
-
لکه خورشیدی
-
نقطه کور
-
خال مادرزادی
-
لکه قرمز بزرگ
-
نقطه کور
-
لک صورت · لکه · کک مک · کک و مک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن