ترجمه "tache" به فارسی
لکه, تماس, خال بهترین ترجمه های "tache" به فارسی هستند.
tache
noun
feminine
دستور زبان
Souillure sur quelque chose (sens général)
-
لکه
nounMême sur le Soleil on trouve des taches.
حتی خورشید همه لکه دارد.
-
تماس
noun -
خال
noun feminineIls naissent sans tache, ils deviennent tachetés avec l'âge
بدون خال متولد مىشوند، و با بالا رفتن سن خال پيدا مىكنند،
-
ترجمه های کمتر
- خط اتحاد
- داغ
- داغ ننگ
- دمل
- دندانه
- دوده
- رنگ محو
- روغن
- روغن اتومبیل
- رگه
- عیب
- لک
- لکه خورشید
- لکه کوچک
- مالیدن
- چرک
- گریس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tache " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tache"
عباراتی شبیه به "tache" با ترجمه به فارسی
-
خط اتحاد · عیب · لک · مالیدن
-
خال مادر زادی · خال گوشتی
-
لکه خورشیدی
-
نقطه کور
-
خال مادرزادی
-
لکه قرمز بزرگ
-
نقطه کور
-
لک صورت · لکه · کک مک · کک و مک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن