ترجمه "tente" به فارسی
چادر, توجه, خیمه بهترین ترجمه های "tente" به فارسی هستند.
tente
noun
feminine
دستور زبان
Pavillon de toile [..]
-
چادر
nounhabitat temporaire et déplaçable, constitué d'une armature rigide couverte de toile [..]
Je dors sous une tente pour maîtriser ma température.
تو يه چادر نزديک سقف مي خوابم ، تا درجه حرارت بدنم رو ثابت نگه دارم.
-
توجه
noun feminineChaque jour, elle tentait de le séduire, mais en vain.
او هر روز سعی میکرد یوسف را اغوا کند تا با او همبستر شود ولی یوسف به او توجه نمیکرد.
-
خیمه
noun feminineL’Arabe n’y dressera pas sa tente et les bergers n’y feront pas coucher leurs troupeaux.
و اَعراب در آنجا خیمه نخواهند زد و شبانان گلهها را در آنجا نخواهند خوابانید.
-
گیان
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tente"
عباراتی شبیه به "tente" با ترجمه به فارسی
-
آزمودن · تطمیع کردن · حکم کردن · سنجیدن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · پژوهیدن · کوشش کردن · کوشیدن
-
چادر
-
چادرینه مخچه
-
وسوسه انگیز
-
آزمودن · تطمیع کردن · حکم کردن · سنجیدن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · پژوهیدن · کوشش کردن · کوشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن