ترجمه "tenue" به فارسی
لباس, اطعام, اطعام مساکین بهترین ترجمه های "tenue" به فارسی هستند.
tenue
noun
particle
feminine
دستور زبان
Action de tenir [..]
-
لباس
nounExcusez ma tenue, nous vous attendions hier soir.
با عرض پوزش من لباس نيست ، بلکه ما انتظار شما بودند شب گذشته.
-
اطعام
noun -
اطعام مساکین
noun
-
ترجمه های کمتر
- تجهیز
- تصمیم
- حق حاکمیت
- سلطنت
- سلطه
- غذا
- قدرت
- قماش
- لباس زیبا
- مایملک
- محصول
- مرمت
- معاش
- موجودی
- نگهداری
- همسفر
- پارچه
- پارچه بافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenue " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenue" با ترجمه به فارسی
-
تسلی دادن · گرامی داشتن
-
پرچم دار · پشتيبان
-
بفرمایید
-
قابل فهم
-
negah dashtan · ابقا کردن · تاسف خوردن · تعویق · سوگواری کردن · شدیدبودن · مقاومت کردن با · نوحه سرایی کردن · نگه داشتن · پنداشتن · گرفتن
-
بفرمایید
-
طاقت آوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن