ترجمه "tenir" به فارسی

negah dashtan, نگه داشتن, ابقا کردن بهترین ترجمه های "tenir" به فارسی هستند.

tenir verb دستور زبان

S'ajuster à une forme ou une taille. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • negah dashtan

    verb
  • نگه داشتن

    verb

    Saisir ou empoigner (particulièrement avec la main) de telle sorte que l'objet ne tombe pas sur la surface qui se trouve au-dessous.

    Elles m'ont tenues proches d'une très chère amie.

    اونها دستهايي هستن که منو بعنوان بهترين دوست نگه داشتن.

  • ابقا کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • تاسف خوردن
    • تعویق
    • سوگواری کردن
    • شدیدبودن
    • مقاومت کردن با
    • نوحه سرایی کردن
    • پنداشتن
    • گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tenir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tenir
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نگه داشتن

    verb

    Elles m'ont tenues proches d'une très chère amie.

    اونها دستهايي هستن که منو بعنوان بهترين دوست نگه داشتن.

تصاویر با "tenir"

عباراتی شبیه به "tenir" با ترجمه به فارسی

  • تسلی دادن · گرامی داشتن
  • پرچم دار · پشتيبان
  • بفرمایید
  • قابل فهم
  • اطعام · اطعام مساکین · تجهیز · تصمیم · حق حاکمیت · سلطنت · سلطه · غذا · قدرت · قماش · لباس · لباس زیبا · مایملک · محصول · مرمت · معاش · موجودی · نگهداری · همسفر · پارچه · پارچه بافته
  • بفرمایید
  • طاقت آوردن
اضافه کردن

ترجمه های "tenir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه