ترجمه "tenant" به فارسی
پرچم دار, پشتيبان بهترین ترجمه های "tenant" به فارسی هستند.
tenant
verb
noun
masculine
-
پرچم دار
-
پشتيبان
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tenant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tenant" با ترجمه به فارسی
-
تسلی دادن · گرامی داشتن
-
بفرمایید
-
قابل فهم
-
اطعام · اطعام مساکین · تجهیز · تصمیم · حق حاکمیت · سلطنت · سلطه · غذا · قدرت · قماش · لباس · لباس زیبا · مایملک · محصول · مرمت · معاش · موجودی · نگهداری · همسفر · پارچه · پارچه بافته
-
negah dashtan · ابقا کردن · تاسف خوردن · تعویق · سوگواری کردن · شدیدبودن · مقاومت کردن با · نوحه سرایی کردن · نگه داشتن · پنداشتن · گرفتن
-
بفرمایید
-
طاقت آوردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن