ترجمه "tombe" به فارسی

آرامگاه, قبر, گور بهترین ترجمه های "tombe" به فارسی هستند.

tombe noun verb feminine دستور زبان

Un lieu (généralement marqué d'une pierre tombale) où une ou plusieurs personnes sont enterrées (habituellement dans un cercueil sous la surface du sol).

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامگاه

    noun

    Pendant ce temps-là, le squelette est resté immuable en équilibre parfait avec sa tombe de pierre.

    تمام این مدت٬ اسکلت در آرامگاه ابدی خود بی تغییر میماند در تعادلی بی نقص درون قبرسنگی خود.

  • قبر

    noun

    Certaines versions rendent ces mots par “tombe”, “fosse” ou “enfer”.

    این واژهها در برخی از ترجمههای کتاب مقدس بصورت «قبر»، «گودال» و یا «دوزخ» ترجمه شدهاند.

  • گور

    noun

    lieu où l'on enterre un mort

    Nous avions remarqué que la tombe 15 était pleine de femmes et d'enfants, au nombre de 63.

    در گور ۱۵، متوجه شدیم که پر از زن و بچه بود، ۶۳ تا شون.

  • ترجمه های کمتر

    • gur
    • آرام
    • ارامگاه
    • به خاکسپاری
    • سخت
    • مزار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tombe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tombe"

عباراتی شبیه به "tombe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tombe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه