ترجمه "tomber" به فارسی

فتادن, افتادن, شدن بهترین ترجمه های "tomber" به فارسی هستند.

tomber verb دستور زبان

Se mouvoir vers un emplacement plus bas sous l'effet de la gravité. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فتادن

    verb
  • افتادن

    verb

    Ce cheval n'est pas le mien, que m'importe qu'il tombe !

    اگر اسب من نیست، افتادن اش مرا ناراحت نمی کند.

  • شدن

    verb

    Vous tombez pour des femmes baisées par d'autres!

    بخاطر زناييکه با معامله مرداي ديگه جر داده شدن خودتونو به آب و آتيش ميزنين.

  • ترجمه های کمتر

    • oftådan
    • اتفاق افتادن
    • افزوده شدن
    • تعلق گرفتن
    • تقلیل یافتن
    • در رسیدن
    • سرشب
    • شفق
    • نازل شدن
    • هنگام غروب
    • واگذاردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tomber " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tomber"

عباراتی شبیه به "tomber" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tomber" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه