ترجمه "tomber" به فارسی
فتادن, افتادن, شدن بهترین ترجمه های "tomber" به فارسی هستند.
tomber
verb
دستور زبان
Se mouvoir vers un emplacement plus bas sous l'effet de la gravité. [..]
-
فتادن
verb -
افتادن
verbCe cheval n'est pas le mien, que m'importe qu'il tombe !
اگر اسب من نیست، افتادن اش مرا ناراحت نمی کند.
-
شدن
verbVous tombez pour des femmes baisées par d'autres!
بخاطر زناييکه با معامله مرداي ديگه جر داده شدن خودتونو به آب و آتيش ميزنين.
-
ترجمه های کمتر
- oftådan
- اتفاق افتادن
- افزوده شدن
- تعلق گرفتن
- تقلیل یافتن
- در رسیدن
- سرشب
- شفق
- نازل شدن
- هنگام غروب
- واگذاردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tomber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tomber"
عباراتی شبیه به "tomber" با ترجمه به فارسی
-
gur · آرام · آرامگاه · ارامگاه · به خاکسپاری · سخت · قبر · مزار · گور
-
انداختن · به زمین زدن
-
بیمار شدن
-
از کار افتادن
-
تعلیق
-
جا زدن
-
سرشب · شبانگاه · شفق · هنگام غروب · گرگومیش
-
هیولایی از فضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن