ترجمه "tourmente" به فارسی

آشفتگی, طوفان, کولاک بهترین ترجمه های "tourmente" به فارسی هستند.

tourmente noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشفتگی

    noun

    Nous demandons au Guerrier de nous donner du courage en ces jours de guerre et de tourmente.

    از مبارز میخواهیم که به ما شجاعت ببخشد در این روز های ستیزه و آشفتگی

  • طوفان

    noun feminine
  • کولاک

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tourmente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tourmente" با ترجمه به فارسی

  • زجر کشیدن
  • آزردن · اضطراب · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · تقلا · جان کندن · دلتنگی · رنجاندن · زجر دادن · زجر کردن · سکرات مرگ · شکنجه کردن · عتاب کردن · عذاب دادن · غم و اندوه · قلدری کردن · لاف زدن
  • آزردن · اضطراب · تحکیم کردن · ترساندن · تشر زدن · تقلا · جان کندن · دلتنگی · رنجاندن · زجر دادن · زجر کردن · سکرات مرگ · شکنجه کردن · عتاب کردن · عذاب دادن · غم و اندوه · قلدری کردن · لاف زدن
  • زجر کشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "tourmente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه