ترجمه "tournant" به فارسی
نقطه تحول, مرحله قاطع, نقطه برگشت بهترین ترجمه های "tournant" به فارسی هستند.
tournant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Endroit où une rue, un chemin, une rivière fait un coude [..]
-
نقطه تحول
noun masculineMoment décisif dans lequel se produit un changement significatif ou un évènement historique.
-
مرحله قاطع
noun masculine -
نقطه برگشت
noun masculineLe tournant a été de manger le bébé.
به نظرم نقطه برگشت حتما خوردن بچه بوده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tournant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tournant"
عباراتی شبیه به "tournant" با ترجمه به فارسی
-
استراحت چراگاه · چرایتناوبی
-
چر خاندن · گرداندن
-
دروغ گفتن · سهل انگاشتن · مرتد شدن
-
غذاخوری گردان
-
ساعت خودکار
-
دستگاه ضبط صوت
-
سینی دوار
-
gardidan · افسون · تغییر عقیده دادن · تغییرجهت دادن · شخم زدن · شخم کردن · منحرف شدن · چرخيدن · کج شدن · کنار رفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن