ترجمه "tours" به فارسی
تور ترجمه "tours" به فارسی است.
tours
noun
masculine
دستور زبان
-
تور
nounJ'ai choisi le pire tour touristique de tout Paris.
من تنهايي مزخرفترين تور توي پاريس رو انتخاب کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tours " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tours
proper
Ville du centre-ouest de la France, préfecture du département d'Indre-et-Loire et la plus grande ville de la région Centre.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tours" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tours در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "tours" با ترجمه به فارسی
-
برج ناقوس
-
برج عاج
-
دورسنج موتور خودرو
-
برج خنککننده
-
افسون
-
اندازه سینهبند
-
افسون · برج · برج متحرک · برج کوچک · ترفند · حقه · دستگاه تراش · دور · دور (هندسه) · رخ · سفر · شوخی · قاطع بودن · ماشین تراش · متلاطم شدن · مسخره · مسلط بودن · نیرنگ · چرخ کوزه گری · کشتی یدک کش · کلاغ زاغی · کلاغ سیاه · کلاهبردار · یدک کش
-
برج ایفل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن