ترجمه "trait" به فارسی

خط, تند راه رفتن, خصلت بهترین ترجمه های "trait" به فارسی هستند.

trait noun verb masculine دستور زبان

Ligne tracée pour former un dessin. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خط

    noun

    Pour que mon oncle ne traite qu'avec l'interface mécanique.

    درنتیجه عموی من فقط با یک خط اتصال مکانیکی سروکار داره.

  • تند راه رفتن

    verb masculine
  • خصلت

    noun masculine

    Donc certains enfants affichent ces traits de caractère.

    پس بچه ها این خصلت ها رو به نمایش می ذارند.

  • ترجمه های کمتر

    • خصوصيت
    • خصیصه
    • خطوط چهره
    • رنگ خاکه
    • سرعت داشتن
    • شخصيت
    • صفات مشخصه
    • صفت
    • ضربه
    • ویژگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " trait " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "trait" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "trait" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه