ترجمه "traite" به فارسی
شیردوشی, شيردوشي دستي, قاچاق انسان بهترین ترجمه های "traite" به فارسی هستند.
traite
verb
noun
feminine
دستور زبان
traite (des vaches)
-
شیردوشی
On ne dirait plus que tu viens de traire une vache.
حالا شبیه کسی نیستی که تازه از شیردوشی گاوها اومده
-
شيردوشي دستي
noun feminine -
قاچاق انسان
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " traite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "traite" با ترجمه به فارسی
-
معاهده ورسای
-
تند راه رفتن · خصلت · خصوصيت · خصیصه · خط · خطوط چهره · رنگ خاکه · سرعت داشتن · شخصيت · صفات مشخصه · صفت · ضربه · ویژگی
-
جانوران بارکش · چهارپا
-
پیمان سعدآباد
-
عهدنامهٔ تدوین قانون اساسی اتحادیهٔ اروپا
-
qerârdâd · تالیف · رساله · عهد · عهد نامه · معاهده · مقاله نویسی · پیمان
-
دوشیدن
-
اسب بارکش · اسبهای بارکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن