ترجمه "vainqueur" به فارسی

برنده, فاتح, برنده مسابقه بهترین ترجمه های "vainqueur" به فارسی هستند.

vainqueur noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنده

    noun masculine

    C'est pas juste de laisser un tel tournoi sans vainqueur.

    درست نيست بدون اين که تيمي برنده بشه ما اون رو ترک کنيم.

  • فاتح

    noun masculine

    Les étrangers disaient ‘ les Mèdes et les Perses ’ sans faire de distinction entre vaincus et vainqueurs.

    خارجیانی که راجع به مادها و پارسها صحبت کردهاند تمایزی میان قوم مغلوب و فاتح قائل نشدهاند.»

  • برنده مسابقه

    noun masculine

    Avec un score cumulé de 35, le vainqueur est

    ميرسيم به امتياز جمعيِ 35 ، برنده مسابقه...

  • پیروز

    noun masculine

    Si nous agissons ainsi, et malgré nos imperfections, nous pourrons nous aussi être vainqueurs.

    به این طریق، با وجود ناکامل بودن، ما نیز میتوانیم پیروز شویم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vainqueur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vainqueur"

عباراتی شبیه به "vainqueur" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vainqueur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه