ترجمه "vif" به فارسی
برنده, تند, تیزبین بهترین ترجمه های "vif" به فارسی هستند.
vif
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Pour une couleur ou une lumière : particulièrement fort et attirant le regard.
-
برنده
adjective -
تند
adjective masculine -
تیزبین
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تیزهوش
- خوش
- خوشحال
- زرنگ
- زنده
- زیرک
- سبک
- شاد
- شناور
- قاطع
- متکبر
- نافذ
- پر نیرو
- چابک
- کرکننده
- گستاخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vif" با ترجمه به فارسی
-
جاوید · زنده باد · زهرماهیان · نيشماهي
-
وزن کشتار
-
حافظه دسترسی تصادفی
-
مشتاق
-
سرخ گلی
-
بی وفا · جیوه · سرگردان · سیمابی
-
کلسیم اکسید
-
افزایش وزن · افزایش وزن زنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن