ترجمه "vive" به فارسی
زهرماهیان, جاوید, زنده باد بهترین ترجمه های "vive" به فارسی هستند.
vive
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
Poisson de mer Trachinidae
-
زهرماهیان
-
جاوید
interjection -
زنده باد
interjectionLe roi est mort, vive le roi !
پادشاه مرده است، زنده باد پادشاه!
-
نيشماهي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vive" با ترجمه به فارسی
-
اسارت · حبس · گرفتاری
-
پیچ
-
ویس و رامین
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
پیچ
-
خاكپوشهاي سبز · خاکپوشهای زنده
-
برنده · تند · تیزبین · تیزهوش · خوش · خوشحال · زرنگ · زنده · زیرک · سبک · شاد · شناور · قاطع · متکبر · نافذ · پر نیرو · چابک · کرکننده · گستاخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن