ترجمه "vomir" به فارسی

kai kardan قی کردن, قی کردن, استفراغ کردن بهترین ترجمه های "vomir" به فارسی هستند.

vomir verb دستور زبان

Régurgiter le contenu de l'estomac.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • kai kardan قی کردن

    verb
  • قی کردن

    verb

    Au bout de trois jours et trois nuits, le poisson s’approche de la côte et “ vomit Yona sur la terre ferme ”.

    بعد از سه روز و سه شب آن ماهی یُونُس را به کنار ساحل آورد و او را «بر خشکی قی کرد.»

  • استفراغ کردن

    verb

    Je devrais te remercier de ne pas avoir vomi.

    بايد از تو واسه اينکه استفراغ نکردي تشکر کنم

  • ترجمه های کمتر

    • بالا آوردن
    • برگشت
    • برگشت خون
    • بلند کردن
    • بیم داشتن از
    • ترس داشتن از
    • تنفر داشتن
    • ریختن
    • مریض شدن
    • منزجر بودن
    • مکروه داشتن
    • مکروه دانستن
    • ناپسند شمردن
    • نفرت داشتن از
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vomir " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vomir" با ترجمه به فارسی

  • استفراغ کردن · بلند کردن · ریختن · قی کردن · مریض شدن
  • تهوع
  • تب زرد
  • استفراغ کردن · بلند کردن · ریختن · قی کردن · مریض شدن
اضافه کردن

ترجمه های "vomir" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه