ترجمه "voyage" به فارسی

سفر, مسافرت, افسون بهترین ترجمه های "voyage" به فارسی هستند.

voyage noun verb masculine دستور زبان

Transport de personnes sur une grande distance. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفر

    noun

    Traductions à trier suivant le sens [..]

    Bill mit cent dollars de côté pour son voyage.

    بیل صد دلار براس سفر اش کنار گذاشته است.

  • مسافرت

    noun

    déplacement d'un lieu à un autre

    Notre voyage n'est pas sympa sans votre compagnie.

    مسافرت ما بدون حضور شما خوب نخواهد بود.

  • افسون

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • اقامت موقتی
    • حرکت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voyage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "voyage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "voyage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه