ترجمه "Mono" به فارسی

میمون, بوزینه, میمون بهترین ترجمه های "Mono" به فارسی هستند.

Mono
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میمون

    noun

    صفحه ابهامزدایی ویکیمدیا

    O Mono da Gratificación Instantánea non parece ser o tipo que queremos ter ao timón.

    میمون « لذت فوری» کسی نیست که شما بخواهید پشت فرمان باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Mono " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

mono noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوزینه

    noun masculine
  • میمون

    noun masculine

    Porén, cada mono só ve as dúas dimensións que controla na pantalla.

    اما هر میمون فقط دو بعد رو از تصویری که کنترل میکنه

  • کپی

    noun masculine

عباراتی شبیه به "Mono" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Mono" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه